کارشناس سابق سیا: کشورهای بالتیک پس از هشدار پوتین درباره کالینینگراد موضع خود را تغییر دادند
یک افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا مدعی شد که کشورهای بالتیک پس از هشدار ولادیمیر پوتین درباره حفاظت از کالینینگراد، خودداری از درگیری با روسیه را برگزیدهاند.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی، لری جانسون، افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، در مصاحبهای با سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، دنیل دیویس، اظهار داشت که کشورهای حوزه بالتیک پس از شنیدن هشدار ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، درباره ضرورت حفاظت از ناحیه کالینینگراد، بهشدت محتاطتر شده و از اقداماتی که ممکن بود به تنش با مسکو بینجامد خودداری کردهاند.
پوتین روز پنجشنبه در نشست پلرنال ۲۳مین کنفرانس سالانه باشگاه گفتوگوی بینالمللی «والدای»، تأکید کرد که روسیه هشدار جدی خود را به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) اعلام کرده است. وی گفت: «روسیه در رابطه با تلاشهای ناتو برای تحقق تهدیدهای علیه ناحیه کالینینگراد، از اقدام با تمام توان و امکانات ممکن در راستای دفاع از این ناحیه سخن گفته است.» در این بیانیه هرچند نامی از سلاحهای هستهای برده نشد، اما پیام مسکو بهطور روشن و بیواسطه ارسال شد.
کالینینگراد ناحیهای در غرب روسیه و در سواحل دریای بالتیک است که بهصورت جزیرهای و جدا از خاک اصلی روسیه واقع شده و با لهستان، لیتوانی و دریای بالتیک هممرز است. این ناحیه بهواسطه موقعیت استراتژیک خود و حضور نیروهای نظامی روسیه در آن، همواره مورد توجه غرب و ناتو بوده و منشأ بحثهای متعددی درباره امنیت شرق اروپا بوده است. جانسون معتقد است که همین موقعیت جغرافیایی خاص، کالینینگراد را به یک نقطه تنش و در عین حال نماد ایستونی روسیه در برابر فشارهای ناتو تبدیل کرده است.
رئیسجمهور روسیه در ادامه سخنان خود در باشگاه والدای تصریح کرد که در صورت حمله به روسیه، این کشور مجبور خواهد شد از مزیتهای رقابتی خود بهره ببرد و افزود: «روسیه وسایل منحصربهفردی در اختیار دارد که میتواند برای دفاع از سرزمین خود از آنها استفاده کند.» این بیانیه تلویحی هم در سطح نظامی و هم در سطح تحلیلی نشان داد که مسکو در برابر هرگونه تهدید مستقیم، پاسخهای فراتر از سیاستهای معمول آماده است.
پوتین همچنین بار دیگر تأکید کرد که مسکو هیچکس را تهدید نمیکند و قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد، نه در سال ۲۰۲۹ و نه در ۲۰۳۰ و نه حتی در سال ۲۰۵۰. او خاطرنشان کرد که روسیه همواره بر اساس منافع ملی خود عمل کرده و تهدیدها را تنها زمانی در دستور کار قرار میدهد که منافع و امنیت کشورش با خطر مواجه شود. این موضعگیری باز هم بخشی از الگوی طولانیمدت دیپلماسی روسیه محسوب میشود که در آن هشدارهای صریح با دعوتهای ملایم به مذاکره همراه است.
جانسون در ارزیابی خود از واکنش کشورهای بالتیک تأکید کرد که استونی، لتونی و لیتوانی نشان دادهاند که بهخوبی میدانند مرزهای اروپا با روسیه یعنی مرزهایی که خط قرمز مسکو را مشخص میکنند و مسیر اصولی برای دستیابی به ثبات و امنیت پایدار، اجتناب از تشدید تنشهاست. این تحلیل در حالی مطرح میشود که در هفتههای اخیر، افزایش حضور نظامی ناتو در شرق اروپا و برگزاری مانورهای مشترک در مناطق هممرز با روسیه و بلاروس، به بازیگران اروپایی فشار مضاعفی وارد کرده و آنها را در موضعی دوگانه قرار داده است: هم پشتیبانی از همپیمانان ناتویی، و هم ملاحظهکاری در برابر هشدارهای مسکو درباره ناحیهای که از منظر روسیه خط قرمز محسوب میشود.
از منظر ژئوپلیتیک، اهمیت این رویداد در آن است که هشدار پوتین درباره کالینینگراد، در کنار روند مانورهای متناوب ناتو، راهبرد ارتباطات عمومی دو طرف را بازترسیم کرده است. از یک سو ناتو تلاش میکند با حضور نظامی و مانورها، همسایگان روسیه را آرامش دهد و از ایجاد تحریکات در ناحیهای که از نظر روسیه حساس است جلوگیری کند و از سوی دیگر، ابتکار تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه مسکو و افزایش حضور نیروهای غربی در کشورهای بالتیک، با واکنش تند روسیه مواجه شده است.
کارشناسان بر این باورند که افزایش حضور نظامی غرب در نزدیکی مرزهای روسیه، در بلندمدت امنیت کشورهای بالتیک را نه تنها تضمین نمیکند، بلکه ممکن است به نتیجه معکوس منجر شود؛ چرا که روسیه در صورت احساس خطر، اقدامات تازهای را در دستور کار قرار خواهد داد که پیامدهای آن برای منطقه بسیار جدی خواهد بود. گزارشها نشان میدهد که چندین دولت بالتیکی با شنیدن هشدار روسیه، موضع محتاطانهتری در پیش گرفتهاند و این چرخش سیگنالی میتواند نقطه عطفی در تنشهای جاری باشد.
در نهایت، بازتاب این رویداد در رسانههای بینالمللی نشان میدهد که بحث درباره ناحیه کالینینگراد و تهدیدات ناتو علیه مسکو، به موضوعی بسیار حساس تبدیل شده است. تحلیلگران آمریکایی مانند لری جانسون هشدار میدهند که اگر غرب به شناسایی مرزهای قرمز روسیه توجه نکند، احتمال وقوع بحران در منطقه بالتیک افزایش مییابد. به باور این کارشناسان، راه حل بحران در تأمین امنیت منطقه از طریق تشدید تنشها و افزایش حضور نظامی غرب نیست، بلکه یافتن مسیری است که هم خواستههای امنیتی روسیه را رعایت کند و هم دغدغههای ناتو و همسایگان غربی را برآورده سازد.