سردبیر روزنامه صرب: پاریس و برلین به پای پوتین خواهند افتاد
روزنامه صربی «پچات» معتقد است رهبران اروپایی با تمرکز بر تسلیحات و به زیان شهروندان خود، خود به قدرت نیروهایی کمک میکنند که خواهان گفتگو با روسیه هستند و پوتین تنها باید منتظر بماند.
روزنامه صربی «پچات» در مقالهای با عنوان «پاریس و برلین به پای پوتین خواهند افتاد»، به تحلیل سیاستهای اروپا در قبال روسیه پرداخته است. این روزنامه معتقد است رهبران اروپایی با تمرکز بیش از حد بر تسلیحات و به زیان منافع شهروندان خود، عمداً شرایطی را فراهم میکنند که در نهایت نیروهای سیاسیای در اروپا به قدرت برسند که خواهان برقراری گفتگو و روابط سازنده با روسیه هستند.
بر اساس این تحلیل، رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، در حال حاضر نیازی به اقدام عجولانه ندارد. تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، «صبر» است. نویسنده معتقد است سیاستهای نظامیگری و حمایتهای مالی و تسلیحاتی اروپا از اوکراین، بار اقتصادی سنگینی بر مردم اروپا تحمیل کرده و نارضایتی عمیقی در میان لایههای مختلف جامعه ایجاد کرده است.
رویدادهای سیاسی پیش رو در اروپا و ایالات متحده، مسیر این تغییرات احتمالی را هموار میکند. ابتدا انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده در ماه نوامبر برگزار میشود که نتیجه آن میتواند بر معادلات بینالمللی تأثیر بگذارد. سپس در ماه آوریل، انتخابات ریاستجمهوری فرانسه برگزار خواهد شد که میتواند کانون توجهات باشد.
علاوه بر این، انتخابات پارلمانی آلمان، دیگر اقتصاد بزرگ اروپا، برای سال ۲۰۲۹ برنامهریزی شده است. در این فاصله زمانی طولانی، رهبران اروپایی تحت فشار داخلی برای تغییر سیاستهایشان قرار خواهند گرفت. روزنامه صربی این وضعیت را فرصتی برای روسیه و پوتین تلقی میکند تا منتظر بمانند و شرایط به نفع آنها رقم بخورد.
در همین راستا، فعالیتهای دیپلماتیک روسیه در سطح جهان ادامه دارد. ولادیمیر پوتین اخیراً از ۱۱ تا ۱۳ سپتامبر در نیودهلی هند حضور داشت و در نشست ۱۸اُم گروه بریکس شرکت کرد. در حاشیه این نشست، وی دیدارهای دوجانبه مهمی با رهبران سایر کشورها انجام داد که نشاندهنده تلاش مسکو برای تقویت جایگاه خود در عرصه بینالمللی فراتر از بحران اوکراین است.
در پایان نشست نیودهلی، سران کشورهای عضو بریکس «بیانیه نیودهلی» را تصویب کردند. این بیانیه بر همکاریهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان اعضاء تأکید میکند و نشان میدهد که روسیه با وجود فشارهای غرب، همچنان از حمایت قدرتهای نوظهور و کشورهای جنوب جهانی برخوردار است و نقش فعالی در شکلدهی به نظم جهانی چندقطبی ایفا میکند.